تبليغاتX
تیمماخوبه
غیرت متر

 

غیرت متر

 

 

           (متن تصویر:"خانمی که همراه شماست اگر بی حجاب است  بدان تو  بی غیرت هستی")

- خیلی راحت بدون اینکه به دلتون تردید راه بدین-

ببنید اگر شما می خواید  قانونی رو به تصویب برسونین باید بدونید که خیلی گوه میخورین که به تصویب میرسونین مگر این مملکت آقا ندارد ؟  اما حالا که اتفاق افتاده میخوام چند شبهه ای را که در مورد این جمله در اذهان متبادر میگردند رو مطرح کنم که انشالله در بیانیه های بعدی رفع بشه که البته اگر این حکم آقا میبود که دیگه نه شبهه مطرح بود نه ذهن  و نه متبادر و اون وقت من گوه میخوردم.

خیله خب

اول اینکه: خوبی؟(چاق سلامتی کردم دیگه . چیه مگه؟ حتما که نباید صاف بپرم وسط بحث)

دوما اینکه: کدوم یکی از این خانومها؟(آدم یا یه غلطی رو نکنه یا اگه میکنه پرو پیمون بکنه)

سوما اینکه:اگر خدای ناکرده زبونم لال  انقدر بدبخت شده بودیم که بدون خانوم اومده بودیم بیرون اون وقت تکلیف چیه؟ از کجا بفهمیم که دارای غیرت هستیم یا نه؟ اصلا خدا وکیلی یه همچین پسری هم شد آدام؟ تنها با چند تا نره خر پا شدی اومدی بیرون که ناموس مردمو دید بزنی؟ خب قدم مثبتی در راه با غیرت شدن ور داشتی، آفرین. پس طی این بند دوم فهمیدیم که بی غیرتی دیگران لازمه و سر منشا غیرت دار شدن ماست(دیگران کاشتند ما خوردیم ما میکاریم دیگران کوفت بخورن!!چشم چرون های دله). البته میتوان علی الحساب یه "غیرت متر" سکه ای کنار این دیوار بزارن .

رابعا اینکه:منظور از همراه در اینجا "موبایل" است یا "همراه مریض" که من فکر میکنم دومی چون من خودم به شخصه مریض این خانومم.

پنجما اینکه:این همراهان خانوم مورد بحث محدودیت شرعی هم دارند یعنی این خانومها (یا خانومی) که همراه است اگر محرم باشد این قانون صادق است یادر مورد نا محرم ها هم صدق میکند؟ در ضمن حکم "صیغه" در این مورد چیست؟

ششما اینکه: چرا در جمله ی اول قانونگذار از شناسه ی "شما" استفاده کرده و در جمله ی دوم از شناسه ی "تو"؟ آیا قانونگذار بعد از یک جمله با شخص مخاطب پسر خاله شده یا قصد دیگری مثل مثلا توهین داشته؟("تو"خودتی مرتیکه ی عوضی ، جرات داری شماره ی 5 رو بزن)

هفتما اینکه"اگر خانومی با چند تا آقا بیرون برود ودر ضمن خدای کرده بی حجاب هم با شد آیا فقط یکی از اون آقایون بی غیرته واگر اینطوریه، آیا اون آقا به قید قرعه برگزیده میشه یا نزدیکترین فرد به سوژه مد نظر است؟ اگر نزیکترین آقا مد نظر است ،سمت چپ یا راست؟

هشتما اینکه:چرا بعد نوشتن این قانون ،قانونگذار در بالای کلمه ی بی حجاب یک سوراخ ایجاد کرده است؟(آیا قانون گذار از بیماری دو شخصیتی رنج میبرده؟)

نهما آنکه: (این بند هیچ ربطی به شبهات ندارد به خاطر همین هم گفتم "آنکه"). متاسفانه از روی ساختار این قانون نمی شود به ملیت یا قومیت قانون گذار پی برد چرا که لهجه یا مشخصه ای که ما را در این امر خطیر یاری کند در جملات وجود ندارد. اما از بیان جملات کاملا مشخص است که قانونگذار فارس نبوده،نه به خاطر کامل بودن جمله ها بلکه به خاطر اینکه این فارس ها و آمریکا اصلا نمی دونن غیرت چیه؟

اما من چون خودم این عکس رو گرفتم میدونم این دیوار متعلق به کدوم گوشه از میهن عزیز سراسر اسلامی شهید پرور  همیشه در صحنه ی  "خونگرمه" ولی نمیگم و فقط یک راهنمایی میکنم تا شما هم در مسابقه شرکت کنین و هم به پارک جنگلیه آبیدر "سنندج" یک سری بزنین و غیرت خودتون رو به میزان بگزارید. (راهنمایی هم نمیکنم)

راستش رو بخواین این اولین باریه که یه چیزیو مینویسم و مخ خودم رو دور نمیزنم و از بحث خارج نمیشم، به همین خاطر فکر میکنم یه چیزیم شده، شک ندارم .

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 13:2  توسط تیمماخوبه  |

مسابقه مسابقه جایزه جایزه!!!

 

 

  تیمما خوبه برگزار می کند

                                               

فراخوان

 

مسابقه میرزا مهدی و شیراز

 

 

از دیرباز تاکنون در تاریخ بشریت همواره بزرگان و شخصیت های مهمی ظهور کرده اند.از دانشمندان و هنرمندان بگیرید تا شاهان و سیاست مداران،این بزرگان را تنها در مرتبه انسانیت می توان قرار داد،اینان متعلق به تمامی انسانیت هستند و درگیری های قومی و نژادی برای انحصاری کردن آنان راه به ناکجا آباد می برد و از ارزش های ورزشکاری آنان کم می کند.یکی از این بزرگان و نخبگان معاصر استاد میرزا مهدی است.استاد میرزا مهدی پرچم دار فرهنگ و ادبیات ترکی است و نزدیک به چهار صد جلد کتاب در این زمینه نگاشته است.از افتخارات دیگر وی عبارتند از: (هنگام خواند افتخارات استاد صدای داریوش ارجمند هنگام معرفی مهمان برنامه طلوع ماه را تجسم کنید،فقط حواس تان باشد که این کار را پیش بچه ها انجام ندهید که زهر ترک می شوند):

 

1.ترجمه اشعار مولانا جلال الدین بلخی از ترکی به فارسی

 

2.ترجمه اشعار حافظ به فارسی

 

3.مبارزه با مافیای ضدّ علی دایی در لیگ برتر

 

4.مخترع بازی حکم در پاسور(حکم های استاد چیزی است در حد پاس های فریب دهنده رونالدینهو)

 

5.راهنمای تورهای درون شهری و توسعه صنعت توریسم(کافی است سوار ماشین استاد شوید و از او بخواهید شما را به مقصدتان برساند،شک نکنید که استاد همه شهر را دور خواهد زد و در این فاصله شما با مکان های تاریخی و جذابیت های آن شهر آشنا خواهید شد.)

 

6.ترویج دهنده مدل های لباس اسکاتلند دهه 60

 

7.نگارش دایرة المعارف عثمانی و کارشناس سیاسی کانال های تلویزیونی ترکیه

 

8.پر کردن یک mp3 player 400 گیگابایت بدون یک ترانه به درد بخور

 

9.تواضع استاد مثال زدنی است(استاد به عنوان پیشکسوت یک تیم فوتبال روی نیمکت ذخیره بدون هیچ اعتراضی می نشیند،و حتا وقتی بازیکن تازه وارد تیم  از فرط  شادی بعد از گل روی سر استاد خراب می شود استاد فقط تعجب می کند!)

 

و ........صد ها مورد دیگر که در این متن ناچیز نمی گنجد.

 

یکی از ویژگی های بزرگان این است که از نواقص و عیوب خود نمی گریزند و  همواره سعی در برطرف کردن عیب های خود دارند.استاد میرزا مهدی نیز از این قاعده مستثنی نیست.شاید تنها عیبی که برای استاد بتوان نام برد،افراط گرایی او در مسائل قومیتی است و تعصب بیش از حد  وی به فرهنگ ترکی،تا حدی که او از آشنا شدن با فرهنگ ها و زبان های ملل دیگر اجتناب می کند.(هر چند استاد سال ها است که به کلاس زبان انگلیسی می رود،ولی هنوز معتقد است که "سلن دیون" ترانه متن فیلم تایتانیک را به زبان آذری خوانده است و به دلیل شرایط جوّی است که ما آن را انگلیسی می شنویم.).

 

تیمما خوبه که همیشه نیت اش خیر بوده است،این بار نیز در یک حرکت صلح جویانه می خواهد استاد میرزا مهدی را با فرهنگ و زبان پارسی آشتی دهد.برای این کار تصمیم گرفتیم شهری که گنجینه ای از فرهنگ،تاریخچه و زبان پارسی باشد را برای سفر استاد به آن جا انتخاب کنیم،و با خود گفتیم چه جایی بهتر از شیراز.هم تخت جمشید را دارد،هم زمانی پاسارگاد را داشت،هم مقبره حافظ و سعدی را و هم خدایی که با موهایی مش کرده از کنار ات می گذرد و ....ولی وقتی این موضوع را با استاد در میان گذاشتیم ایشان مخالفت و مقاومت کردند و حاضر به این سفر نشدند.ما که دلایل زیادی برای استاد آوردیم که به این سفر تن بدهند،اما...حال از شما همراهان و دوستان همیشگی تیمما خوبه در خواست می کنیم که نظر خود را در این باره با ما در میان بگذارید،بدین منظور نیز مسابقه ای طرح کرده ایم:

 

سوال مسابقه

 

به نظر شما استاد میرزا مهدی به سفر شیراز برود یا نه؟دلیل تان برای پاسخ تان چیست؟

 

جوایز مسابقه

 

به کسی که بهترین دلیل را برای رفتن استاد به شیراز عنوان کند یک دیوان حافظ یا دیوان شهریار به انتخاب خود اش جایزه خواهیم داد.(بعدن بگین تیمما خوبه دمکرات نیست!)

 

به نفرات دوم تا پنجم نیز 3 ماه لینک رایگان در وبلاگ تیمما خوبه اهدا خواهد شد.

 

هم چنان که می دانید علاوه بر ستایش ها و تجلیل هایی که از بزرگان می شود گاهی اوقات برای آنان جک و لطیفه هم می سازند و این از دردسرهای مشاهیر است.در پایان این فراخوان را با یک لطیفه در باب استاد میرزا مهدی به پایان می بریم.(خیلی سعی کردیم تا لطیفه انتخاب شده عاری از شوخی های قومیتی و نژادی باشد،شما نیز سعی کنید در نظرات تان این نکته را رعایت کنید).

 

لطیفه

 

استاد میرزا مهدی شبی با هزار مصیبت به خانه یکی از دوستان شان مهمان می رود و راضی می شود که شب را آن جا بماند.البته استاد بدون زیر شلواری خود شان نمی توانند بخوابند و به همین دلیل در کیف سامسونت شان زیر شلواری هم آورده بودند.هنگام خواب این گفتگو بین ایشان و صاحب خانه به وجود آمد که ما پی به رمز و راز سخن استاد نبردیم و ناچار شدیم آن را به عنوان یک مزاح تلقی کنیم.استاد یکهو بلند شد تا از جمع بیرون برود که این گفتگو در گرفت:

 

صاحب خانه: کجا می ری استاد؟

استاد میرزا مهدی:می رم مسواک بزنم؟

صاحب خانه: مگه مسواکتم همرات آوردی؟

استاد میرزا مهدی:مگه تو مسواک نداری؟

 

بی صبرانه منتظر نظرات شما هستیم.(پس اردیبهشت ده گل گدخ شیرازا.)

 

 

 

 (کلیه حقوق و مزایای این وبلاگ متعلق به مایکل جکسون است و پیشنهاد می شود افراد زیر ۱۶ سال از ورود به آن جداْ خودداری کنند)

 

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 0:0  توسط تیمماخوبه  |

هسته ای

 

روز ملی فناوری هسته ای

طرح این هسته ای ز ما بوده            قبل ما هسته ای کجا بوده؟

                                                                                             (صلا)                                              

اینو صرفا جهت تغییر مسیر نوشتم و فاقد هر گونه ارزش دیگری می باشد.چرا تغییر مسیر؟

به شش دلیل: اول اینکه من الان اونجایی هستم که نباید باشم ، یعنی باید باشم چون دوست دارم این جا رو!اما تهدید کردن که نباید باشی . پس ترجیح می دهم که در این متن زر زیادی زده نشه چون احساس می کنم جونم کمی از زر زیادی با ارزش تره!منوجه شدید یا دوباره بگم؟باشه دوباره می گم .چون من الان اونجایی هستم که نباید باشم ، یعنی باید باشم چون دوست دارم این جا رو!اما تهدید کردن که نباید باشی . پس ترجیح می دهم که در این متن زر زیادی زده نشه چون احساس می کنم جونم کمی از زر زیادی با ارزش تره!

و اما روز ملی فناوری هسته ای.درسته که الان کلی از روز ملی فناوری هسته ای گذشته اما به اعتقاد نگارنده این سطور یعنی من ، هر روزی که در اون گناه نشه روز ملی فناوری هسته ایه.

واما چرا فناوری هسته ای .من خودم شخصا با فناوری هسته ای موافقم و اورانیوم و سانتریفوژ، و معتقدم که بمب هسته ای هم موافقم. به خدا راست میگم اگه می خواین ایمیل بدین قسم بخورم براتون بفرستم!

بمب هسته ای چون از ادوات ترکوندن محسوب می شه اصولا چیز نا نکوهیده ایهو ترکوندن در هر زمینه ای جذابیت های خاص خودم را دارم.اما چند نکته هست که در کنار انرژی هسته ای باید مورد توجه قرار بگیره که این مطالب رو به صورت نامه سرگشاده ای خدمت آقای رئیس جمهور می فرستیم اما گفتم شما اول ببینید اگر موافق بودید بفرستیم برای آقای رئیس جمهور.

  1. آقا ! لطفا بی خیال این ساعت باشین.بذار مثل بچه آدم جلو و عقب بشن( البته عذر می خوام که از این اصطلاح استفاده کردم!) از سال جدید یه خواب راحت نرفتیم. ساعت دو و نیم شب خورشید طلوع می کند و همونطوری هم که می دونید و شاید هم نمی دونید که در اصل قضیه هم فرقی نمی کنه آدمی که شب نخوابه صبح نمی تونه از هسته ای استفاده کنه ( دین و ایمون نداره) و حتی اگر هم بتونه استفاده کنه اصلا حال نمی ده.

2. موضوع تجاوز به آبهای سرزمینی ایران که یک مسئله ناموسی نیست که به راحتی ازش می گذرید.به خدا اینا یه متر یه متر تجاوز می کنن یه هو دیدی رسیدن به نیروگاه..... ها!!!! حالا اگر هم تجاوز شد انتظار برخورد متفاوتی با متجاوزین میره. درسته که این عزیزان زحمت کشیدن از اون دورا اومدن خودشم با کشتی! و به آبهای سرزمینی ما در خلیج فارس تجاوز کردن ولی در نظر گرفتن امتیازات و تسهیلاتی مثل : اقامت در بهترین هتل پایتخت ، روزی دو وعده پذیرایی با بهترین غذاهای ایرانی و فرنگی ( صبحونه شون پای خودشون ) هدایایی مثل کت و شلوار، بلیط یکسره تهران- لندن و بازدید از آقای رئیس جمهور برای اونها واقعا غیر منطقیه. به دو دلیل: اول اینکه این عزیزان به خوردن این غذاهای اشرافی عادت ندارند ( چلوکباب نایب با دوغ) آخه این بدبختا اگه آدم حسابی بودن که بازی رم- منچستر و اون همه چیز که تو ورزشگاه بود رو ول نمی کردن بیان به آبهای سرزمینی مردم تو خلیج فارس تجاوز کنن.دوم این که اومدیم فردا هر کی حوصله ش سر رفت خواست بیاد به آبهای سرزمینی ما در خلیج فارس تجاوز کنه .اونوقت چی؟!آیا از عهده ی هزینه پذیرایی از اونا بر می آیم؟ می دونین با این هزینه می شه چند تا هسته ای دیگه در حاشیه آبهای سرزمینی ما در خلیج فارس ساخت؟

3. علی دایی!

4.آقا! آدم باید  چیز داشته باشه................اه شما بهش چی میگین؟ما بهش  میگیم : !!!!؟ جیگر؟!!!!!!!  

2 نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 5:23  توسط تیمماخوبه  |

پیژامه ی دامادی

                                                                  

 

                       ببخشین که کیفیت این عکس خوب نیست

                 توی این آگهی نوشته: تولیدی امیر    تولید کننده ی انواع   پیژامه ی دامادی و سحری 

                                 با کیفیت برتر در پارچه ودوخت      با دستگاه مخصوص.

                                    

راستش رو بخواین خیلی با خودم کلنجار رفتم که یه توضیحی برای این عکس بنویسم ولی هر چی به ذهنم میومد یا به دور از نزاکت بود یا در حد پیژامه ی دامادی بود، خوب منم چون تا حالا در کشور ایران داماد نبودم که هیچ در هیچ کشور دیگه ای هم که هیچ، گفتم بزار تو مسایل خونوادگی عروس و دوماد ها دخالت نکنم، یهو دیدی یکیشون غیرتی شد کیفیت و کمیت پیژامشو کرد تو چشم. به همین خاطر اظهار عقیده در این مورد رو میسپارم به شما. شما با گذاشتن نظراتتون میتونید ما رو در نیل به اهداف یه خورده شوم تیمما هوبه(این اشتباه تایپی نیست، زبونم نچرخید بگم "تیمما خوبه") یاری کنید. و اصلا شاید تونستیم این محصول رو به یه محصول جهانی مخصوصا برای عرب ها که خیلی دومادن بدل کنیم شاید اینطوری بتونیم از زیر فشار های جهانی بیرون بیاییم و اصلا خودمون فشار تولید کنیم. برای راهنمایی هم باید بگم که میتونین این پدیده رو از منظر های متفاوتی بررسی کنید. مثلا اینکه تعریف پیژامه ی دومادی چیه؟تعریف پیژامه ی سحری چیه؟ آیا اصلا فرقی بین این دو هست؟ کاربردهای این محصول ها چی میتونن باشن؟ آیا این دو در شروع زندگی مشترک شگون دارن؟ آیا میشه عین دسته گل عروس که عروس میندازه تو دخترا که بختشون باز شه ، این محصول رو هم دوماد بندازه پشت سرش؟ و خیلی موارد دیگه که من الان به ذهن مریضم نمیرسه ولی به ذهن شما میرسه. لازمه که اینجا دو تا نکته رو یادآوری کنم، اول اینکه خواهشن از دایره ی ادب خارج نشین چون میدونم هم موضوع و هم شما این پتانسیل رو دارین و دوم اینکه باید این مژده رو بدم که بهترین نظر رو در همین صفحه و با قید اسم و وبلاگ نویسنده(در صورت وجود) خواهیم زد. در ضمن یه موضوعی رو روشن کنم ،من مثه ژنرال نمیخوام بذارم که دوستان توی قسمت نظرات به قومیت های هم توهین کنن و هر نظری رو که بوی توهین بده حذف میکنم.                                                                         

                                                                                                                                      

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 19:25  توسط تیمماخوبه  |

بسته نوروزی تیمماخوبه   (تیتر این مطلب بمناسبت نوروز گلمنگلی طراحی شده)

اول اینکه بخاطر وقفه ای که در بروز شدن تیمماخوبه افتاد شرمنده ایم ولی اشکالی نداره بجاش با یه بسته بروز شد که شامل دو بخشه.مهمترین بخش اینه که من موفق به آپگرید کردن کامپیوترم شدذم.بخش بعد که اهمیتش کمتره اینه که چرا مولانا ترکه

 

۱:آپگریدشدن کامپیوترم

کامپیوترم آپگرید شد.(فضیب)

 

 

2:چرا مولانا ترک است؟

برای پاسخ به این پرسش هزار و یک دلیل وجود داره که در واقع الان یکیش یادم رفته جدا راست می گم و اگر می خواید آدرس ایمیلتون رو بذارید حاظرم قسم بخورم تعارف نکن ناراحت می شم.اما هزارتاش یادمه که بهتون می گم البته کم کم.

1:اولین دلیل اینکه مگه ما توی تیمماخوبه هزار بار اثبات نکردیم که همه مردم دنیا ترکن؟نه بگو گفتم یا نگفتم؟خوب اگر به ما اعتماد دارید که خوب مولانا هم یکی از مردم دنیاست و ترکه.اگرم به ما اعتماد ندارید که من 999 تا دلیل دیگه رو هم بگم باورتون نمیشه.اما میگم تا باورتون بشه(استاد خیابانی)

2:مگر اساتید بزرگ تاریخ ثابت نکرده ان که سومریان آشوریان ایلامیان و...همه ترک بودن؟خب اینا که اینهمه زیادن چون علامت جمع دارن و حداقل دو نفر بودن .مولانا که یه نفره پس اثباتش راحت تره.

3:شباهت ادبیات مولانا با دیگر شاعران بزرگ ترک.مثلا استاد خیابانی.چه کسی میتونه شباهت این شاهبیت استاد خیابانی در معرفی قهرمان قهرمانان وقتی که میگه(حسن روحانی و حسین روحانی دو برادر از یک خانواده)یا وقتی که میگه(علیرضا حیدری رابرت دنیروی ایران)رو با غزلیات مولانا انکار کنه؟اگر میتونید نظر بذارید انکار کنید.

4:یکی از دوستام که تمام کتابای دکتر ذهتابی رو خونده و همه نوارهای ابراهیم تاتلیسس رو هم گوش کرده و حتا از چهرگانی و استاد اسدی هم با سواد تره گفته که مولانا سه تا شعر ترکی داره.این درست که3365 تا غزل و مثنوی فارسی داره ولی اون 3 تا یه چیز دیگست .پس اون 3 تا از اون چند هزار تا مهمه!!!!!.

5:در اشعار مولانا واژه های ترکی فراوون ریخته.مثلا:هر گوشه یکی مستس دستس زده بر دستی هر یک بتر از دیگر شوریده و فرزانه یا امروز بحمدالله از دی بتر است این دل امروز در این سودا رنگی دگرست این دل.

6:آرامگاه مولانا در ترکیه است خوب پس مولانا ترکیه ایه دیگه/مگه امام رضا که آرامگاهش تو ایرانه ایرانی نیست؟چرا ایرانیه .پس مولانا هم ترکیه ایه .تموم شدو رفت.

7:علی دایی

۸:مگر مولانا عاشق شمس تبریز نبود؟؟نبود؟؟؟بود.ژس حله دیکه اگر ترک نبود چرا عاشق بقیه شمسا نشد؟مثلا شمس خراسان.یا شمسی خانم؟فهمیدی؟؟

فعلا کاری نداری؟

خدافظ

ژنرال

2 نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 22:51  توسط تیمماخوبه  |

سینما

نقدی بر فیلم ۳۰۰

 

 

مطلبی که در زیر می آید بازکاوی هژمونیلوژیک گذاره های بینامتنی موجود در گفتمان حاکم در اندیشه های کانت نیست(به قول رابین هود)این مطلب حتا چیز دیگری هم نیست بلکه نقد فیلم ۳۰۰ است که بتازگی به اکران درآمده:

فیلم ۳۰۰ همانطور که از نامش پیداست به ماجرای تاریخی لشکر کشی خشایارشا به یونان    می پردازه و داستان این لشکر کشی رو کاملا برای مخاطب باز می کنه تا هیچ شک و شبه ای باقی نمونه و کلا ماجرا روشن شه.این فیلم بوسیله ی یک کارگردان شهیر خارجی ساخته شده که من اسمشو رو اصلا بلد نیستم ولی میدونم که هیچکاک نیست.چرا؟چون اون یه کارگردانه مردست و یه کارگردان خسته از یه کارگردان مرده بهتره.در این فیلم نکاتی به چشم می خوره که منه منتقد رو به واکنش و توضیح وامیدارونه نکاتی که گفتم رو در زیر می نویسم.

در این فیلم یک ملیون و سیصد هزار سرباز ایرانی به یونان لشکر کشی میشن و در مقابل ۳۰۰ سرباز یونانی متوقف میشن اونهم در خانه ی حریف.صرف نظر از امتیاز میزبانی که قطعا در نتیجه تاثیر داشته باید گفت که بچه های یونان بسیار باید افراد خارقالعاده باشن که در مقابل ۱۳۰۰۰۰۰ ایرانی مقاومت کردن.بنا بر این مطلب و با توجه به تحقیقات گروه پژوهشیه تیمماخوبه و جهت تنویر افکار عمومی اسامی سربازان یونان در زیر می آد:

(دروازه بان)۱:بوروسلیوس   ۲:آرنولدوس   ۳:فرانکیوس   ۴:جتلیوس    ۵:دیوید کاپرفیلدوس  ۶:شهرام جزایریوس  ۷:راکیوس   ۸:رامبوس   ۹(نوک حمله):استاد خیابانیوس    ۱۰:علی دایی   ۱۱:زئوس

نکته ی بعدی اینه که در این فیلم ارابه ی ایرانی ها توسط کرگدن(کرجده)کشیده می شه.من وتمامی اعضای تیمماخوبه هر چی در این مملکت و فتوحات زمان هخامنشیان گشتیم کرگدن ندیدیم پس اون کرگدن ها از کجا اومدند؟نه اشتباه نکنید کارگردان فیلم بیسواد نبوده شما جاهایی رو فراموش کردید.این کرگدن ها احتمالا از یکی از مناطق زیر تهیه شده بودند. باغ وحش تهران/باغ وحش اصفهان یا مشهد یا تبریز.

نکته ی بعدی که من از یکی از همکاران منتقد امریکاییم که در نیویورک تایمز قلم میزنه وام گرفتم اینه که در این فیلم سربازان ایرانی ظاهری هیولا گونه و زشت دارند ولی سربازن یونانی بدنشون چنان تراشیده  ورزیده و بی مو است که معلوم از دستگاههای بدن سازی و مو سوزان بسیار مدرنی استفاده کردن و خلاصه همشون کلی جیگر و بلا هستند.اگر ایرانی های اون زمان اینقدر زشت و ضمخت و بد ریخت بودند پس فرزاد حسنیه ناز و دلربا از کجا اومده؟لابد اونم یونانیه دیگهِ ای کارگردان؟

نکته ی بعدی اینه که خشایارشا تو فیلم داره قلیون می کشه احتمالا میوه ای با طعم هلو.نه فکر نکنید که نویسنده و کارگردان نمی دونستند که تنباکو ۴۰۰ ساله که از آمریکا به بقیه جاها اومده.کارگردان این نکته رو می دونه اما می خواد فرهنگ استعمال دخانیات در ایرانیان رو نشون بده و نقد کنه.

نکته آخر اینکه ۱۳۰۰۰۰۰ سرباز ایرانی تا آخرین نقطه از خاک ایران که همون آسیای صغیر (بخدا قصد جسارت ندارم ولی منظورم همون ترکیه ی امروزیه)رو پیاده میرن اما برای رسیدن به یونان باید از دریای سیاه رد شن.حالا چجوری باید رد شن من نمیدونم برید از کارگردان بپرسید.اگه رفتید بپرسید اینم بش بگید که بزرگترین ناو امریکایی ۱۰۰۰۰ نفر ظرفیت داره یعنی این سربازا برای اینکه از دریا رد شن ۱۳۰ تا از اون ناوا لازم داشتن.حال میکنین تکنولوژیو؟

فعلا این نکاتو داشته باشید من بعدا که خودم یه بار دیگه فیلمو دیدم میام بقیشم براتون میگم.

کاری نداری؟فعلا 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 20:25  توسط تیمماخوبه  |

سیاستو عشق است

             

 شهرام جزایری

آره خودمون میدونیم، وبلاگ ما سیاسی نیست، ما مطالب طنز مینویسیم، ما اصلا قصد نداریم وارد سیاست بشیم ولی ما نمیتونیم سیاست رو از حقوق شهروندیش محروم کنیم شاید اون بخواد وارد ما بشه (روم به دیوار، گلاب تو روتون). امروز میخوام براتون افشا گری کنم، و پرده از یک سری حقایق تلخ اما واقعی بر دارم، که در ساختار حکومتی ما متاسفانه جا خوش کردن، پس خواهش میکنم هر دیدگاه  طنزقبلی که راجع به مطالب ما داری بذار کنار و با یک دید جدید به ما نگاه کن (مثلا چشاتو لوچ کن) یا به قول سهراب سپهری

"دست و صورت را باید شست

شاید از اون بالا دختری میاید

 زیر باران باید رفت

رخت ها را بکنیم

 زیر باران باید........"  (خیلی بده که آدم باباش مثه بابای سهراب سپهری گیر باشه،تازه مکان هم نداشته باشی) همین محدودیت ها رو براش ایجاد کردن که زبون بسته رفت شاعر شد دیگه . دیدی "خسته"، همش میگی دیوید لینچ پنج هزار جلد مطالعه ی آزاد داشته، به خاطر همینه که آدم تو فیلماش دور میخوره، من همین الان با کمتر از پنج جلد مطالعه اونم نه آزاد بلکه به صورت بسته ( یعنی لای کتاب روهم وا نکردم) تونستم مطلب سیاسی رو به ادبی تغییر بدم اونم فقط با یک حرکت ساده ی دوربین و همتون هم بدون هیچ اعتراضی شخصیت جدید رو قبول کردین ودر نا خود آگاه خواننده این تصور به وجود اومد که انگار پیوستی قبلی با شخصیت داشته و در واقع، صرفا با یک حرکت دوربین میپذیره که حقیقت وجودی کاراکتر فرای چند کلوز شاتی هست که از نماهای بسته ی صورت او میبینیم وشخصیت اول فیلم به دنبال باز سازی دوباره ی زندگی خود اما این بار آن گونه که آرزو داشت باشد، باز هم با یک دیالوگ تلخ از طرف معشوقه اش به نقطه ی شکست زندگیش پرتاب میشود و کاراکتر میان حقیقت و توهم رویایی خود دست و پا میزند همون طور که تو الان برای دومین بار توی چرت و پرت های من دست و پازدی و خودت هم نفهمیدی.

2 نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 23:57  توسط تیمماخوبه  |

معرفی چهره
 

        فرزانه حسنی              

اگر فکر کردید که استاد خیابانی تنها کسیه که می تونه سوپر استار ماجراهای تیمماخوبه ای باشه نباید فکر کنید استاد خیابانی تنها کسیه که می تونه سوپر استار ماجراهای تیمماخوبه باشه.(ببین فیلترو.نبین فیلترو)برادر دیگری که یک سوژه بالقوه و بی نظیر برای سرودن منظومه های اسطوره ای باشه خواهر عزیزمون فرزاد حسنی مجری برنامه های تلویزیونی کوله پشتی و  فوق العادست.فرزاد حسنی تندیس فرهنگ و ادبیات فولکلور تهران کسی که اساتیدی چون حجتی/جلال همتی و حتی استاد جواد یساری هم به ظهور این پدیده اعتراف کردند.فرزاد با اون ابروهای آراسته ی پسر کشش و اون حرکات و بازی های زیر پوستیش وقت اجرا با بیننده کاری می کنه  که دل و دست هر مردی رو حتا از فاصله های چند هزار کیلومتری می لرزونه(فریاد که از شش جهتم راه ببستند        آن خال وخط وزلف ورخ وعارض وقامت) و در دلبری براحتی با جگر هایی مثل ممد خردادیان/کامران وهومن و...رقابت می کنه.متاسفانه عده ای که تاب دیدن کبد تر از خودشون رو ندارند دل نازک این عزیز رو آماج تیر های کینه ی خود قرار می دن بی شعورا و از سبک گفتار اون انتقاد می کنند.واقعا چرا؟وقتی که از فرزانه ببخشید فرزاد جونم در مورد این طرز اجرا پرسیدند دار پاسخی کوبنده گفت:((من از یک خانواده قدیمی تهرانیم و از بچگی این لهجه رو از درو همساده شنیدم)). آقایان چرا اذیت می کنید.مگر فرزاد حسنی جون بلا   در کنار مولانا و فردوسی و هدایت و چوبک و گلشیری بزرگ شده که ازش انتظار دارید مثل آدم/عذر می خوام مثل اونا حرف بزنه؟اگر فرزاد  فرهیخته ترین آدمی که از نزدیک دیده زن همسادشون بوده در حالی که داشته سبزی آش پاک می کرده مگه تقصیر این دوست بلامونه؟

برای استفاده از فرمایشات این عزیز در زیر ترجمه ای از اصطلاحاتی که ایشون بکار میبرند از لهجه فولکولور تهران به فارسی معیار می آریم:

ة:هست

گُ:گفت

ر:رفت

همساده:همسایه

۷۶۵۳تفالتالیبردذ==ژ=-۰:یعنی حال شما خوبه؟

 

یکی دیگه از ویژگی های این اسطوره بزرگ توانایی دستمال بازی در مقابل مسئولین و مقاماته.در یکی از منابع چاپ مسکو اومده که ایشون توانمایی انجام ۵۳ نوع رقص با دستمال در حضور بزرگان داره اگر باور نمی کنید خودتون برید برنامه فوق العاده رو ببینید تا باور کنید.

ادامه دارد...

2 نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 21:3  توسط تیمماخوبه  |

روال معمول
                          

                          خب این کاملا طبیعیه، آدم وقتی حتا بانک هم میره ،

                          دنبال کارمندی که سرش از همه خلوت تره میگرده.

 

2 نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 20:36  توسط تیمماخوبه  |

ادامه دیکشنری ترکی فارسی
با سلام.

اول اینکه ببخشید که دیر اومدیم.دوم اینکه باید از طرفداران بخش دیکشنری ترکی فارسی بخاطر وقفه ای که در این بخش ایجاد شد عذر خواهی کنم ولی باور کنید کار سختیه .تیم زبانشناسی ما که در سراسر کشور پخش هستند با تلاش شبانه روزی که خواب و خور رو از همه این عزیزان گرفته بالا خره موفق شدند تعدادی کلمه تازه رو برای انتشار به مناسبت ۲۵ بهمن روز زبان مادری آماده کنند و به لیتو برسونند.کارهای تازه در زیر میاد:

beler:می فهمد. می داند.

sturatulat:می خواهد بپرد

janatan: شهید. کسی که جانش را در راه هدفش می اندازد

jhanson: کهولت. آخر عمر . دوران پیری

garson:پایان بارش برف

time out:کیسه ام را بیانداز

termustat:استاد ترم.استادی که در این ترم باید با او واحدی گذرانده شود.

takinardi: انگورش انار است.در آذربایجان پیش از کشف آتش استعاره از شخصی بود که سخنان و حرکاتش در ظاهر مطلوب شیرین و دلنین بود ولی در واقع منظور نا مطلوبی داشت.سخنی در ظاهر شیرین و باطنن ترش.

garajh:برف گرسنه.در سال ۵۲۳ پیش از مهاجرت اسکاندیناوی ها به مصر برفی در آذربایجان آمد که موجب تباه شدن همه محصولات کشاورزی شد و قحطی به بار آورد.در آیه ۲۹ عهد جدید آمده که در پایان بارش این برف حاکم وقت آذربایجان که مردی فرزانه بود از جگر فریاد براورد:بو گار آج دیر(این برف گرسنه است)و از دنیا به آخرت رفت.از آن به بعد برفی که باعث نابودی محصولات کشاورزی شود را garaj میگویند.

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 15:56  توسط تیمماخوبه  |

یک جواد خیابانی

                        

                                                    جواد خیابانی                                      

چرا فکر میکنین جواد خیابانی تموم میشه، جواد خیابانی پایان ناپذیر است، جواد خیابانی برای تمام هفتاد و پنج میلیون و ششصد و سی و پنج هزار و دویست و پنجاه و سه نفر جمعیت ایران کافی ست.( البته این آمار بدون احتساب منه چون من اون موقع که مامور سرشماری اومد رفته بودم بقالی سر کوچه کارت اینترنت بخرم که با دوست دخترم چت کنم).به خدا استاد جواد خیابانی ممکن نیست تموم بشه مگر اینکه عمرشو بده به من که بازم اون موقع با شعر روی سنگ قبرش که خودش سروده  شادخواهیم شد. جواد خیابانی همونی که وقتی یونان بود در حالی که با اون کله ی تراشیده ی خوش تراشش از دخترای یونانی دلبری میکرد، جلوی همون جمعیت ذکر شده در بالا ایندفعه با احتساب من و بینندگان شبکه ی جهانی جام جم به حسین رضا زاده گفت بربری خوردی که اینقدر قوی شدی؟  جواد خیابانی همونی که طی یک گزارش نود دقیقه ای یک بازی فوتبال البته بدون احتساب وقتهای تلف شده میتونه با اون کلام آهنگین وشعر گونش یک مثنوی سنگین با سبک و سیاق شعرهای میرزا قاسمی خلق کنه. استاد جواد دوست داریم ، اگه تو نباشی کی  فوتبال رو از  یک ورزش خشن و پر برخورد تبدیل کنه به ورزشی شاد و پر از تفریح برای ما. استاد من از همین جا و به نمایندگی از طرف اعضای تیمما خوبه اعلام میکنم که ما جلوت کم آوردیم. در همین راستا از این به بعد ما در وبلاگمون قسمتی رو اختصاص میدیم به شما استاد تا گلچینی از سخنانتونو به سمع و نظر اون دست از بینندگانتون که موفق نشدن بازی ها رو به طور مستقیم ببینن برسونیم. البته همینجا تاکید میکنم که ما دخالتی در تبیین این بخش نداریم و استاد خودشون تمام بار این مهم رو به دوش میکشند و ما فقط افتخار تایپ اشعار استاد رو خواهیم داشت.

برای شروع یکی از  آثار استاد روکه خودم خیلی دوست دارم رو میبینیم:

مکان: احتمالا الترافورد( به هر حال نمیشه مطمئن بود شاید استاد خواسته باشه که استادیوم اصلی ناشناخته باقی بمونه که بچه ها با خودشون ساندویچ تخم مرغ نبرن)

زمان : فینال جام باشگاه های اروپا بازی آث میلان  و لیورپول( سالشو استاد گفت ها ، من یادم نیست)

وضعیت: آث میلان با گل مالدینی(تاکید میکنم : مالدینی) یک بر صفر جلو است

شاه بیت از زبان استاد: "این شوچنکو واقعا یک مهاجم شیش دنگ و باهوشه ، مدافعان لیورپول نباید تحت هیچ شرایطی چشم از اون بردارن، یک لحظه غفلت ازشوچنکو میتونه کار دست لیورپول بده ، همونطور که یک بار از او (شوچنکو) غفلت کردن و مالدینی گل زد!!!!!!

من نوووووووکرتم استاد.

 ما منتظر دومیش هستیم.

2 نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 15:24  توسط تیمماخوبه  |

ما و تاریخ
                                                 آتا تورک و پان گرگیسم

                                                                                                                                       پس از ارائه نظریه فوق خفن ده ده قورقود مبنی بر اینکه یکی از زیر گونه های انسان هومو ساپینس (انسان های امروزی از تکامل نیافتن گرگ ها بوجود آمده یک جریان علمی فرهنگی بنام دهده ایسم بنیان گذاری شد. آتا  تورک(باباگرگ) یکی از حامیان مهم این نظریه بود که در زمان ارائه این نظریه ۶ یا ۱۰ ساله بود.آتا تورک با وجود کمی سن و سال به شدت تحت تاثیر این نظریه قرار گرفت و کم کم متوجه شد که نشانه های این نظریه را در خود می بیند.وی در اولین اقدام ۳ نفر از همکلاسان خود را بشدت گاز گرفت که ۲ نفر از آنان به علت شدت جراحات به بیمارستان منتقل شدند.پس از این ماجرا آتا توسط مدسر خمئن و شوونیست مدرسه اخراج شد که البته ابدا برایش مهم نبود چون  ادیسون هم از مدرسه اخراج شده بود و ثانیا .... .

در نیمه شب چهاردهم همان ماه بود که آتا احساس کرد که گرگ شده و از بس حس گرفته بود شروع کرد به زوزه کشیدن.در اثر زوزه های او بود که آتا تورک آتاسی(پدر بزرگوارش)از خواب پرید و آمد بالای سرش تا ببیند که چه شده.دیالوگ این صحنه اینجوری بود:

پدرش:ها چته مگه نمی بینی ننت خوابه؟

آتا تورک:من حس می کنم که گرگ شدم پدر

پدرش:توله سگ چه لفظ قلمی صحبت می کنه

آتا تورک:توله سگ؟ نه پدر توله سگ کوروش و فارسها هستند.پدر هر چیزی یه روزی بخ اصل خودش بر می گرده منم الان حس می کنم دو باره گرگ شدم.

پدرش:اگه همین الان نخوابی بلائی سرت میارم که تجای گرگ صدای سگ بدی.

آتا تورک:یعنی فارسی داد بزنم؟یعنی فارسی حرف بزنم  نه پدر من می خوابم ولی تن به این ننگ نمیدم.

بعدشم خوابید.

پس از مدتی آتا که حالا دیگر کاملا گرگ شده بود تصمیم گرفت دست به کار های بزرگ بزند ولی با این قیافه نمی شد در مجامع بین المللی ظاهر شد و حتی عضو اتحادیه اروپا شد.بنا بر این رفت و عمل کرد تا شبیه آدم بشود فعلا.

آتا پس از اینکه عمل کرد مکتب پان گرگیسم را بنیان گذاشت.

او بر این باور بود که برای هر کاری باید از فرهنگ سازی شروع کرد.پس در اولین اقدام یک تیم فوق حرفه ای فرهاگی بنام تیمماخوبه را تدارک دید....

ادامه دارد

یاشا تورک

 

2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 20:22  توسط تیمماخوبه  |

طنز دیواری
                                 تهاجم هم خونه ای

قبل از دادن توضیحات تکمیلی راجع به عکس ، از شیخ که  تلاش زیادی مبذول داشت تا ما بتونیم این اگهی  رو از بوفه ی دخترا بیرون بکشیم تشکر میکنم.     بگذریم ، بریم سر اصل مطلب،امیدوارم در اینکه این عکس رو همانند سایر عکسها در خطه ی آذربایجان گرفتیم شکی به دل راه نداده باشین، اما از برادرهای گرگم قبل از اینکه قاطی کنن و سریع برن نظر بذارن و بد و بیراه بگن، خواهش میکنم که گوش کنن ببینن چی میخوام بگم.  اما چرامهمه بدونین که  این عکس در خطه ی آذربایجان گرفته شده؟ اگه به شماره تلفن دقت کنین میبینین که دارای پیش شماره ی تهرانه واین شاهدی  براین ادعای ماست که این آمریکا و فارس ها قصد دارن تهاجم و توطئه رو با پیشرفته ترین متد  به خونه های ما بکشونن. این وسیله ی ارتباط فردی با نام همخونه ای عرضه میشه وقصد دارن بانوان ترک ما رو تبدیل به خونه هایی شمالی ساخت با امکانات رفاهی  برای خودشون بکنن و اونوقت برن توش بشینن و درس بخونن و هر وقت از درس خوندن خسته شدن برن و به دوست پسرشون زنگ بزنن واونوقت با دوست پسرشون  بشینن و از آذربایجان بد بگن. ولی کور خوندین چون ما هم آخر ماه میریم و پرینت میگیریم.   

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 2:16  توسط تیمماخوبه  |

تاریخ و ما
                          من تورکم من گوردام(من ترک هستم من گرگ هستم)       

در سال ۱۸۷۱ میلادی یک زیست شناس شناخته شده انگلیسی به اسم چارلز داروین نظریه ای منتشر کرد که بر اساس آن اعلام میکرد که همه انسان ها از اجدادی مشترک که از جانورانی میمون شکل از راسته پریمات ها بوده اند بوجود آمده اند که غلط می کند همچین چرندیاتی را اعلام میکند.مردک شونیست خودت و آن هم فکران شوونیست و پان آریانیستت از نسل میمون هستید.چرا در مورد همه ی افراد نظر می دهی ای داروین.تا به کی می خواهی از خون ملت ما بنوشی و بر علیه ما توطئه کنی.خاک بر سرت که نه عقل داری و نه اصل ونصب.بگذریم

۱۰ سال بعد یکی از دانشمندان مطرح علم پا لئانتولوژی(دیرین شناسی)و یکی از فلاسفه نابغه مشرق زمین به نام ده ده قورقود نظریه ی دیگری بر علیه این نظریه صادر کرد ودر واقع زد از دهن داروین.در نظریه ده ده اعلام می شود که نیای عده ای از انسانها به گرگ میرسد و آنها از تکامل نیافتن گرگ به وجود آمده اند.این نظریه انقلاب مهمی در سطح دنیا ایجاد کرد و ۱۰۰ سال بعد هزاران فیلسوف و دیرین شناس صاحب نظر در خیابان های آذربایجان جنوبی در حمایت از این نظریه ی خفن تظاهرات کرده و با شعارهای تورکم من گوردم من.و اااااااااااااااووووووووووووووووووووو(زوزه).پشتیبانی خود را ز این نظریه اعلام کردند.که این اقدام به استحکام این نظریه بسیار کمک کرد.

نمونه های تاریخی زیادی در اثبات این نظریه وجود دارد.افسانه های کهن همیشه دلایل قابل استناد خوبی برای مستندات تاریخی هستند.

در یکی از این افسانه ها یکی از پدران معنوی ما به نام آتا تورک که نماد تیز هوشی ملت ما است یک روز میره دم در شنگول و منگول و حبه ی انگور اینا و اونا رو می خوره بعد مامنشون که اسمش رضا کچل بوده میاد مامانشونم میخوره و داستان تمام میشه.(حال با مقایسه ی این داستان با آنچه در اذهان عمومی جا فتاده ببینید که این داستان چقدر توسط جریان شوونیسم در افکار عمومی تحریف شده است).

از این دست مستندات زیاد است مثل شنل قرمزی و...

و اما شما همزبان عزیز اگر شعور داری بیا بگو که گرگی وگر نه نیا بگو که گرگی و همون آدم بمون ببینم به کجا میرسی.اما من اینجا اعلام میکنم که من و همرزمان تا آخرین نفس گرگ می مانیم و تا آخرین قطره ی خونمان هم که شده تن به آدم شدن نمی دهیم.همین

یاشا تورک

 

 

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 21:0  توسط تیمماخوبه  |

رفع تفاهم

 

سلام دوست خوبم هدوشه جان، اولا که ممنونم که اومدی. برادر گفته بودی که۱۰میلیون میگیری که ما رو به ترکا، لو ندی. ولی فدای تو بشم ، من ۲۰ میلیون بهت میدم برو به ترکا لومون بده. ما داریم سعی میکنیم به همه ی دنیا ثابت کنیم( البته این هدف اصلی تیمما خوبه نیست بلکه یکی از گیم های تیمما خوبه است) که هممون ترکیم ولی به دلایل زیادی از جمله شرایط نامساعد جغرافیایی که باعث جهش های ژنتیکی شده یا گرم بودن تنمون یادمون رفته که کی هستیم و از کجا شروع شدیم، یا مهمتر از همه  از خود بیگانگی فرهنگی، چرا مهمتر از همه ، چون عزیز من ترک بودن که به زبان و لهجه نیست، ترک بودن به فرهنگه. (قابل توجه اولین گلزن تیمما خوبه). من میدونم همه ی این توطئه ها زیر سر این فارس ها و آمریکاست، اونا می خوان مستقل بشن و اعلام خود مختاری کنند به همین دلیل به دنبال از بین بردن ارزشهای ما و در واقع خودشون هستند ولی برای چی تلاش میکنین ،که به کجا برسین آخه بدبختا، می خواین به کجا خودتونو بچسبونین به هر جایی که بچسبونین باز دور باطل خوردین ٬ مگر نه اینکه هممون ترکیم.

 در ضمن برادر گفته بودی که تیمما خوبه مخلوطی از کارهای سالواتور دالی و کوئینتین تارانتینو ست. در خصوص برادر تارانتینو باید بگم که او هم از جمله ی همون گول خورده ها ییست که آلت دست آمریکا و فارسها قرار گرفتن. کوئینتین هم مرتب تو فیلماش سعی میکنه که حس مثلا رهایی و به اصطلاح آزادی رو به مردم اصلا آذری آمریکا انتقال بده و اون ها رو بر علیه حکومت مرکزی  آذری زبان بشورونه. تارانتینو همواره تلاش داره تا با بروز دادن یک سوپر قهرمان که تازه از بند مصدومیت رهایی پیدا کرده ثابت کنه که پرسپولیس احتیاجی به مهاجم جدید نداره، ولی آخه مگه معدنچی تا کی میتونه حواسش به انتظاری باشه که لباسشو در نیاره. اصلا به نظر من اینجور حرکات تو زمین برمیگرده به زیر بنای فرهنگی بازیکنان ما. ما نباید از امثال انتظاری، انتظار داشته باشیم که توی زمین مثل یه جنتلمن رفتار کنه، ما اول باید بیاییم در آوردن لباس رو تو زمین فرهنگ سازی کنیم، باید به امثال انتظاری یاد بدیم که چه جوری لباسشونو در بیارن که داور متوجه نشه، یا اینکه معدنچی رو به یک فروند حوله مجهز کنیم که هر وقت انتظاری گل زد، براش حوله نگه داره.

 پس نتیجه میگیریم به جای گریز از اصالت ها تلاش کنیم خودمون رو به اون سرچشمه ی لایزال اصیل آذری که بدون شک ودیعه مانده از همان روح الهی ست که در ا لست به انسان وام داده شد ،سنجاق کنیم. ولی نیل به این مهم ممکن نیست مگر با فرهنگ سازی چون همانطور که اشاره شد ترک بودن به زبان و لهجه نیست ، ترک بودن به فرهنگه.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 16:52  توسط تیمماخوبه  |

ادامه دیکشنری

Otava: صدای آتش. صوتی که به هنگام افروختن آتش بر می خیزد.چرق چرق

Balmaski: نقاب عسل.رنگی را گویند که زنبور دارن متقلب در آذربایجان باستان برای پنهان کردن رنگ واقعی عسلشان در آن می ریختند.

Salad:اسم بیانداز.کنایه از نامگذاری کردن.

Poliver: پول را بده

2 نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 17:34  توسط تیمماخوبه  |

طنز دیواری

اتوبوسیسیالیسم

آخرین متد تقسیم برابر سرمایه ها بعد از سوسیالیسم

        (چهره ی نظریه پرداز(اقای راننده) به دلیل مسایل امنیتی fake  شده است. ) 

 

                

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 1:1  توسط تیمماخوبه  |

جهان به تمامي تُرك است(دونيا بوتون تورك دور)

 

 

اگر به ياد داشته باشيد در بيوگرافي تيمماخوبه به جهاني شدن اشاره كرده بوديم.حال بياييد كمي در خود واژه "جهان" تامل كنيم.جهان چيست؟مفهوم جهان چيست؟جهان كجاست و در كجا مرزبندي مي شود؟و... انسان سال هاست  كه به هيچ كدام از اين سوال ها نتوانسته به طور دقيق و شفافي پاسخ دهد.از متون ديني گرفته تا فيلسوفان و دانشمندان.چرا كه آن ها يك اصل اساسي را هماره فراموش كرده اند و آن اصل اين است كه فكر كردن به جهان ممكن نيست مگر اينكه ايمان بياوريم جهان به تمامي تُرك است و راز خلقت و پيدايش جهان نيز در همين است.يافتن ِ منشاء...تيمما خوبه قصد دارد كه اين نظريه مهم و حياتي را اثبات كند.چگونه؟!!مي گوييم...راستش همه چيز از آن شب شروع شد.شبي كه "خسته" خيلي خسته بود و اشاره كرد به نام يكي از بازيكنان فوتبال تیم "چلسی" و با روشي كه خود ابداع كرده بود ثابت كرد كه آن بازیکن اصالتن ترك است.بعد كار را کشاند به نام سياست مدارها و روزنامه ها و اسطوره ها و روشنفكران و همه و همه. جهان به تمامي پر شد از "برادران عزيز ترك زبان"!!! اين روشي كه "خسته" بنايش را نهاد و اصول ريشه يابي واژه ها را پي ريزي كرد حال تبديل به يك حركت و جنبش تيمي شده و شب و روز دوستان دور و نزديك را گرفته و تمامي دوستان به رهبري"خسته" و "ژنرال" بزرگ زحمت شبانه روزي مي كشند تا اين لغت نامه و وظيفه خطير به نحو احسن به پايان برسد.اما كار بسيار است و راه  طولاني...شايد روزي كه اين لغت نامه به پايان برسد پايان جهان نيز باشد چرا كه تا جهان هست پرچم زبان تركي نيز بر افراشته خواهد ماند..."هاراي هاراي من تركم"(!!?namana)...از اين پس اين لغات در اين وبلاگ به چاپ خواهند رسيد تا خدمت اندكي باشد به جهان پر شكوه ترك و ترك زبانان.

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 10:39  توسط تیمماخوبه  |

Gardian:برفگو.کسی که از برف میگوید.شخصی در آذربایجان باستان که آمدن اولین برف زمستانی را خبر میداد.

Atari:اسب زنبور. حیوانی افسانه ای در اساطیر آذربایجان که دارای سر و گردن اسب و تنهُ زنبور است.

Latari:زنبور بی تربیت و بی خانواده.زنبور لات.

Sharare:زنبور شر.نوعی لاتاری.

Maldiv:گاو دیو. حیوانی افسانه ای در اساطیر آذربایجان باستان که دارای پیکر یک دیو با سر گاو است.

 

Hanibal:عسل کجاست؟

Terminal:ترمت را بگیر.انتخاب واحد کن.

Solana:مادر چپ.ناسزایی در آذربایجان قرن هفتم

Victor valdez:ویکتور نهنگ زانو.نام یکی از اساطیر آذربایجان پیش از تاریخ که به داشتن زانوانی قوی مشهور بود.در افسانه ها آمده که او کره زمین را شش روز و شش شب بر روی زانوانش نگه داشت تا درون دریاچه ای از مواد مذاب سقوط نکند.

Maldini:مذهب گاوی

Damian duff: :دافی که سخن نمی گوید.داف خموش

Salvatore dally :زود باش تور را بنداز پشت سرش. کنایه از ترغیب به نامردی کردن است.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 9:53  توسط تیمماخوبه  |

یادداشتی از رابین هود(مارشال) بر بيوگرافي تيمماخوبه

 

 

سلام منم اومدم. بچه ها به من میگن "رابین هود"، حالا دلیلش بماند. ازبچه ها هم می خوام که دلیلشو نگن چون ممکنه از آشنا ها هم سری به این وبلاگ بزنن ،اینه که  نمیخوام خودستایی بشه. میخوام راجع به تیمما خوبه یه سری توضیحاتی بدم(اوه چه غلطا)  که فکر میکنم بچه ها کوتاهی کردن در توضیحشون.

واقعیت اینه که همه چیز از یه تیم فوتبال شروع نشد در واقع پایه ی تیمما خوبه نه تو سال 83 که سال 81 وبا حضور "من"،" رجب علی طیب اردوغان" و"ژنرال"بود (ژنرال بعضی وقتها به من میگه مارشال که حالا بعدا دلیلشو براتون میگیم). پس تیمما از اولش هم خوب بود، در واقع زمین فوتبال مکانی بود تا اعضای تیمما خوبه که حالا به حدود 15 نفر رسیده بودن و یاری ارزشمند به نام "خسته" رو داشتن، بتونن در آن واحد(نه فکرهای بد نکنین می خواستم بگم درآن واحد:)  تو زمین با به نمایش گذاشتن قابلیتهاشون که همه ی این قابلیتها بدون توپ بود،  حدود 100 نفر آدم رو سر کار بذارن.به امید روزی که تو استادیوم آزادی بازی کنیم و استاد خیابانی هم ،که ما همیشه ایشونو به عنوان عضوی از خودمون میدونستیم، بازیمونو گزارش کنه. (راستی میدونستین هر حرکتی که بیرون زمین انجام بشه حرکت بدون توپ محسوب میشه، گیج نشین خب تفاوت اعضای تیمما خوبه با بقیه همینه، اونا حرکاتشون تو زمین هم بدون توپه)  پس نتیجه میگیریم که تیمما خوبه به هیچ وجه وابسته به زمین فوتبال نیست و هر جایی میتونه گیم اجرا کنه، لازم میدونم توضیح بدم که درسته که لغت گیم براتون خیلی آشناست آمما باید بدونین که اولین بار اعضای تیمما خوبه از این لغت به منظور اسم گذاشتن روی فعالیتهاشون استفاده کردن. (گیم در لغت یعنی بازی آمما در اینجا یعنی انجام دادن هر حرکتی که بتونه تماشاگر رو لحظه ای از خودش بیرون بکشه ، سر کارش بذاره و همونجا بی پناه ولش کنه)، نکته ی دومی که میخوام بگم اینه که درسته که اعضای تیمما خوبه زیادن اما در تدوین این وبلاگ فعلا فقط سه نفر یعنی "من(رابین هود)"،" ژنرال" و "خسته" مشارکت داریم.

 

 

 

2 نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 9:42  توسط تیمماخوبه  |

یادداشت تیمماخوبه

 

یکی او پاره کند خاموشی را  یا  بیوگرافی تیمماخوبه

همه چیز از یک تیم شروع شد(تیم فوتبال؟!!)تیمی که قرار بود برای مسابقات درون دانشگاهی(کدام دانشگاه؟...) سال هشتاد و سه آماده شود و (آممما)ده شد... ولی آیا براستی چنین بود(زرشک!)اعضای تیمماخوبه از میان افرادی انتخاب شدند که در زمین فوتبال توانایی هر کاری غیر از فوتبال را داشته باشند(فرار به سوی آزادی!!!)ولی همه چیز در یک تیم خلاصه نشد.تیمماخوبه امروز به یکی از جریان های اصیل و ریشه داری مبدل شده است که تیشه به ریشه می زند.همیشه می زند همیشه می زند.سنگ و به شیشه می زند.کدام ریشه؟!کدام شیشه؟!ریشه و شیشه تمامی خرده فرهنگها؟!!!نه بابا نکن.موضع گیری الکی میشه...و اکنون ما تنها یک هدف داریم.اینکه هر جا که هستیم و هر جا که باشیم همیشه یک تیم باشیم.حتا یک تیم منقرض شده.انقراضی که جریانی را پی ریزی کرد که اکنون فراتر از یک تیم عمل می کند و در قالب یک بینامتنیت روبه سوی جهانی شدن نهادینه شده است!!!و حالا ما تنها یک آرزو...هدف...و سودا داریم...سودای مکالمه/خنده و آزادی....

 

 

 

چراغ دستی سردسته هوادارنما های تیمما خوبه

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 23:46  توسط تیمماخوبه  |

طنز دیواری
 

 داروهای گیاهی و درمان هر درد بی درمان!!!

                  

2 نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 14:45  توسط تیمماخوبه  |